قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: وَ اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: برترين عبادت انتظار فرج است.


  چاپ        ارسال به دوست

یادداشت رسیده:

مهم ترین عوامل انحراف اصحاب پیامبر ص از امام علی ع - به استناد قرآن و مهم ترین مصادر اهل سنت

حجت الاسلام عمیدرضا اکبری از پژوهشگران و حافظان حوزویِ کرمانی مقیم قم در یادداشتی به مناسبت ایام غدیریه نوشت: بنی اسرائیل که در آیات قرآن، امت برگزیده و مورد تفضل و نعمت شمرده می شود، و دارای کتاب و حکمت هستند (بقره40 و 47؛ جاثیه: 16) و حضرت موسی ع معجزات بسیار برایشان آورد. اما همین قوم بعد از بینات روشن دنبال گوساله پرستی رفتند. (بقره: 51، 92؛ نساء: 153)، در آیات در مورد ایشان آمده:
-  وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسی‏ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوار (اعراف: 148)
- قالَ رَبِّ إِنِّی لا أَمْلِکُ إِلاَّ نَفْسی‏ وَ أَخی‏ فَافْرُقْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقین‏ (مائده: 25)
و...
تعبیر حضرت موسی ع «لا املک الا نفسی و اخی»، یعنی این قوم (بنی اسرائیل که مثلاً ایمان آورده اند) به حرف حضرت گوش نمی دادند چنانکه در همین آیات و آیات سوره بقره و اعراف و طه و... موارد سرکشی ایشان آمده است. در جریان دخول ارض مقدس، جریان گوساله پرستی، جریان تقاضای جعل خدای جدید، تقاضای دیدن خدا و... از فرامین حضرت شدیداً تخطی کردند.
وانگهی این موارد در دوران حیات حضرت موسی است. بنی اسرائیل با اینکه امت برگزیده بودند از ولی خدا منحرف شدند. پس چرا عامه (اهل سنت و برخی از دیگر مسلمین غیر شیعی) در امکان انحراف امت نبی خاتم استبعاد می کنند؟
حال آنکه هم در آیات احتمال ارتداد مسلمین مطرح شده است. (آل عمران: 100 و 145 و 149) و هم به عقاید فاسد برخی مسلمین اشاره شده. (آل عمران: 154) و البته بحث منافقین هم به جای خود خدشه ای بر برخی از مبانی عامه در مورد صحابه است. هم چنین در روایات نبوی عامه هم ارتداد جمعی از اصحاب رسول الله ص به تواتر آمده است:
حَدَّثَنَا أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ، أَخْبَرَنَا أَبُو بَکْرٍ، عَنْ عَاصِمٍ، عَنْ أَبِی وَائِلٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ:" إِنِّی فَرَطُکُمْ عَلَی الْحَوْضِ، وَإِنِّی سَأُنَازَعُ‏ رِجَالًا، فَأُغْلَبُ عَلَیْهِمْ، فَأَقُولُ: یَا رَبِّ أَصْحَابِی، فَیُقَالُ: لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک‏

به اسانید بسیار زیاد از رسول الله ص:
من فردا پیشگام شما بر حوض (کوثر) وارد می شوم؛ در حالی که با کسانی منازعه و جدال می کنم و آنان را مغلوب می کنم. پس می گویم: پروردگارا، اصحابم! پس ندا می رسد: تو چه دانی که آنان بعد از تو چه ها کردند!

مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج‏6، ص: 362/ ح 3812 و ص412

قَالَ أَحْمَدُ بْنُ شَبِیبِ بْنِ سَعِیدٍ الْحَبَطِیُّ: حَدَّثَنَا أَبِی، عَنْ یُونُسَ، عَنْ ابْنِ شِهَابٍ، عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمُسَیَّبِ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، أَنَّهُ کَانَ یُحَدِّثُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: یَرِدُ عَلَیَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِی‏ فَیُحَلَّئُونَ‏  عَنْ الْحَوْضِ فَأَقُولُ: یَا رَبِّ أَصْحَابِی، فَیَقُولُ: إِنَّکَ لَا عِلْمَ لَکَ بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَکَ، إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا عَلَی أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَی.

رسول الله ص: روز قیامت قومی از اصحابم بر من وارد می شوند؛ اما از حوض (کوثر) طرد می شوند. پس می گویم: پروردگارا، اصحابم! پس ندا می رسد: تو چه دانی که آنان بعد از تو چه ها کردند؟! آنان به قهقهری برگشته اند، و مرتد شده اند.

صحیح البخاری، ج‏10، ص: 194؛ در خبری مشابه گوید جز نادری از آنان نجات نمی یابند: صحیح البخاری، ج‏10، ص: 195

حَدَّثَنَا أَبُو بَکْرِ بْنُ أَبِی شَیْبَةَ. حَدَّثَنَا وَکِیعٌ. ح وَ حَدَّثَنَا عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ مُعَاذٍ. حَدَّثَنَا أَبِی. کِلَاهُمَا عَنْ شُعْبَةَ. ح وَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّی وَ مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ (وَ اللَّفْظُ لِابْنِ الْمُثَنَّی). قَالَا: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ. حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ الْمُغِیرَةِ بْنِ النُّعْمَانِ، عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَامَ فِینَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ خَطِیبًا بِمَوْعِظَةٍ. فَقَالَ «یَا أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّکُمْ تُحْشَرُونَ إِلَی اللَّهِ حُفَاةً عُرَاةً غُرْلًا. کَمَا بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ، وَعْداً عَلَیْنا، إِنَّا کُنَّا فاعِلِینَ‏ ... أَلَا وَ إِنَّهُ سَیُجَاءُ بِرِجَالٍ مِنْ أُمَّتِی فَیُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَالِ. فَأَقُولُ: یَا رَبِّ! أَصْحَابِی. فَیُقَالُ: إِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَکَ. فَأَقُولُ، کَمَا قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ: وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ، فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ، وَ أَنْتَ عَلی‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِیدٌ* إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُکَ، وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ‏ قَالَ فَیُقَالُ لِی: إِنَّهُمْ لَمْ یَزَالُوا مُرْتَدِّینَ عَلَی أَعْقَابِهِمْ مُنْذُ فَارَقْتَهُمْ». وَ فِی حَدِیثِ وَکِیعٍ وَ مُعَاذٍ: «فَیُقَالُ: إِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَکَ».

از ابن عباس: رسول الله ص در میان ما به خطبه و موعظه برخاست؛ پس فرمود: ای مردم شما پا برهنه و عریان به سوی خدا محشور می شوید... آگاه باشید که مردمانی از امتم را می آورند و سمت چپ (اهل دوزخ) می افکنند. پس می گویم: پروردگارا، اصحابم! پس ندا می رسد: تو چه دانی که آنان بعد از تو چه کردند؟! پس من به مانند گفتار بنده صالح خدا (یعنی عیسی ع) می گویم: «من تا در میان مردم بودم بر آنها گواه بودم و چون مرا وفات دادی تو خودت بر آنها مراقب بودی. پس اگر عذابشان کنی، بندگان تویند؛ و اگر بر ایشان ببخشایی پس تویی که عزتمند و حکیمی» (المائدة/ 117) پس باز ندا رسد که آنان از آنان دم که از میانشان رفتی همواره به عقب برگشته اند، و مرتد شده اند.

صحیح مسلم، ج‏4، ص: 2194؛ (برای همین خبر و معانی و قرائت آیه اخیر توسط رسول الله ص در روز محشر در قبال امتشان: مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج‏4، ص: 9 و 136؛ صحیح البخاری، ج‏5، ص: 400؛ ج7، ص202؛ سنن الترمذی، ج‏5، ص: 167؛ سنن النسائی، ج‏1، ص: 668؛ و نیز نک: شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج‏2، ص: 262)

... خبر فوق «انا فرطکم علی الحوض» یا «یرد علی یوم القیامة رهط من أصحابی» و مضامین و تعابیر مشابه آن در منابع عامه با اسناد بسیار زیادی از ده ها تن از صحابه نقل شده است، و موارد زیادی از آن اسناد مانند آن چه در بالا آمد بنا بر مبانی آنان صحیح به حساب می‌آید. در نرم افزار جوامع الکلم حدود 1000 طریق را برای فرازهای مرتبط با این خبر ثبت نموده، که از این میان 307 طریق صحیح و 386 مورد حسن شمرده شده؛ و تعابیر درصد بالایی از این متون به تعابیر فوق بسیار نزدیک یا منطبق با آن است. نمونه ای از این اخبار «أَصْحَابِی‏... لَا تَدْرِی مَا أَحْدَثُوا بَعْدَک‏»:
مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج6، ص148 و 362، 400، 413؛ ج7، ص136، 239، 366؛ ج17، ص318؛ ج21، ص406؛ ج‏34، ص133، ج‏38، ص363 و 482؛ صحیح البخاری، ج‏10، ص192-194؛ ج11، ص7؛ صحیح مسلم، ج‏1، ص217؛ ج‏4، ص1796، 2195؛ سنن الترمذی، ج‏5، ص167؛ سنن النسائی، ج‏6، ص408؛ المجتبی من السنن، ص233؛ نمونه منابع شیعی که عموماً همین اخبار عامی را مرسلاً و برای احتجاج آورده اند: کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏2، ص599 و 728؛ المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب علیه السلام، ص229؛ الغیبة للنعمانی، ص47؛ شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ج‏1، ص228 و 277؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2؛ ص87؛ إعتقادات الإمامیة (للصدوق)، ص65؛ الإفصاح فی الإمامة ص51 و 256؛ تقریب المعارف، ص394؛ و مسنداً از عامه: عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، ص: 468


فراتر از این موارد از جهت نظری نیز معلوم نیست صحابه تا چه حد به لزوم اطاعت رسول الله ص باور داشتند؟ چه آنکه از همین صحابه عقیده خطای رسول الله ص در امور، و یا عدم لزوم اطاعت از حضرت  در برخی مسائل مکرر نقل شده است؛ نمونه آن بی اعتبار ساختن لعن های رسول الله ص است. و لعن بی جای رسول الله ص را موجب رحمت بر شخص مورد لعن گرفته اند! (نیشابوری، صحیح مسلم، ج‏4، ص2007؛ مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج‏16، ص223؛ ج‏23، ص431؛ ج‏39، ص212؛ ج‏41، ص472؛ ج‏42، ص159، 196؛ ج‏43، ص285؛ مسند الدارمی، ج‏3، ص1819.) 

قدمای عامه گرچه داعیه دار عمل به سنت نبوی ص هستند اما در موارد متعددی کلام ایشان را از حجیت ساقط کرده اند.
موارد مخالفت صحابه نسبت به اوامر رسول الله ص در منابع عامه بیشتر است. جالب آنکه در بسیاری از این مخالفت ها صحابه به جهات اعتقادی و اجتهاد در برابر نص کلام رسول الله ص استناد کرده اند:

1- تمرد عمر در جریان قرطاس و نسبت هذیان به رسول اکرم ص 

2- خوراندن اجباری دارو ادعایی به رسول اکرم توسط عایشه و حفصه علی رغم نهی ایشان،

3- تمرد آشکار خلیفه اول و دوم از دستور خروج همراه با لشکر اسامه،

4. نقل کرده اند رسول اکرم در بدر با مخالفت انصار با انتخاب محل استقرار توسط حضرت ص نظر آنان را اعمال نمود.

5. نقل کرده اند: در بدر در قضیه فدیه گرفتن بخاطر اسیران، بعد از مخالفت عمر نظر او را اعمال کردند. 
6. گفته اند در مصالحه با احزاب بر سر یک سوم خرمای مدینه، سعد بن معاذ و سعد بن عباده نظر رسول اکرم را عوض کردند!

7. گفته اند رسول الله ص ذکر فضیلت لا اله الا الله را به خاطر مخالفت عمر ترک نمود!

8. در خبر مخاصمه اعرابی با رسول اکرم، گذشته از آنکه ابوبکر و عمر از رسول اکرم ص بینه خواستند، از سعد نیز نقل شده است که گفته قول رسول الله ص در اخبار غیبی پذیرفته می شود، نه امور دنیا.

9. از انس روایت کرده اند که حضرت ص مردم را از گرد افشانی نخل ها نهی کردند، ( لا تؤبروا النخل فعملوا علی قوله‏) و چون محصول آن سال مردم خراب شد در پاسخ اعتراض ها گفتند شما به امر دنیا آگاه تر از من هستید!!

مثلاً در نقد مورد اخیر می گوییم: اولاً بنا بر نظر عامه، چه پیامبری است که مسائلی که عموم مردم می دانند، نمی داند، ثانیاً چرا در مسائلی که نمی داند اظهار نظر می کند، و دستور خداوند را به کنار می افکند. سوم، چرا خداوند اشکال رسولش ص را به او نمی آموزد که دنیای مردم را خراب نکند؟

و...

همچنین خلفا و صحابه بعد از رسول الله ص بسیاری از احکام ایشان را با مصلحت سنجی ها و استحسان تغییر دادند.

نقل این مطالب گذشته از آنکه در این راستا بوده که بسیاری از کلمات رسول الله ص را از حجیت بیندازند، از سوی دیگر اشتباهات خلفا را نیز توجیه می کرده است.

حال آن‌که این دیدگاه ایشان خلاف صریح آیات  کلام الله ص است:
- مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّی فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظا (نساء: 80)
- فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیما (نساء: 65)
- وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ‏ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِیناً (احزاب: 36)
- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ... (نساء: 59)
- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ‏ (محمد: 33)
امر «أَطیعُوا الرَّسُولَ» در آیات بسیار دیگری نیز آمده است: آل‏عمران: 32 و 132؛ المائدة: 92؛ انفال: 1 و 20؛ نور: 54 و 56؛ مجادله: 13؛ تغابن: 12.
و یا آیه شکوه حضرت موسی ع هم دلالت واضح دارد بر لزوم اطاعت از حضرت موسی. او دستور جهاد می‌دهد و چون مردم اطاعت نمی‌کنند، به خداوند شکوه می‌کند که من فقط اختیار خودم و برادرم را دارم و نفرینشان می‌کند. سزای این نافرمانی هم سرگردانی چهل ساله شد...
و البته اعتقاد صحیح در مورد کلام رسول الله چیزی جز این نیست که "ما ینطق عن الهوی"
در کتب کلامی دلیل عقلی هم بر عصمت انبیا ارائه شده است. (نمونه: فاضلی، عصمت، سرتاسر)

می پرسیم در شرایطی که صحابه چنین اعتقاداتی داشته اند، و مثل این امت نیز مثل بنی اسرائیل است، چه مانعی دارد که بگوییم با رفتن دائم و نه غیبت 10 روزه پیامبر زمانشان ص، کلام ایشان در وصایت امیر المومنین ع را به کنار نهادند؟!

مگر خود آنان اسناد بیشمار حدیث ولایت و غدیر و منزلت و ثقلین و سفینه و دوازده امام و... را روایت نکرده اند؟!

با این حال عامه فلسفه می‌تراشند که اگر بگوییم اصحاب رسول الله ص بعد از ایشان منحرف شدند، برای رسول الله ص زشت است؛ و این توهین به خود رسول الله ص است؛ و با این وصف رسالت حضرت رسول ص عقیم می شود و...
کسی را رسد که بگوید این همه در آیات قرآن، انبیای الهی تک و تنها مانده‌اند به کجای عالم برخورده است؟ سرتاسر سوره شعرا حکایت تکذیب اقوام انبیا است! عمده مطالب سوره هود و نیمه نخست سوره اعراف و بسیاری از سور دیگر بر کم شماری ایمان آورندگان، گستره عذاب اقوام، انحراف برخی از خویشان انبیا تأکید دارد. خوب امت نبی خاتم ص هم رویش! به هر حال حق و حقیقت وجود دارد. و می توان به آن رسید. کما اینکه بعد از رسول الله ص اکثر اصحاب علی ع را تنها گذاشتند. ولی به هرحال کسانی با ایشان بودند و کم کم رو به ازدیاد نهادند.
پس این سخنان ذوقی عامه، حجتی در برابر مستندات متواتر و گسترده شیعه در خلافت و وصایت امیرالمؤمنین ع نمی‌شود.


١٢:٣٠ - 1398/06/05    /    شماره : ٤٠٨٩٢٣    /    تعداد نمایش : ١٤٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج