پيامبر اکرم صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏ آله : مَن كانَ في طَلَبِ العِلمِ كانَتِ الجَنَّةُ في طَلَبِهِ/ هر كس در پى آموختن دانش باشد ، بهشت در پى او است./ ميزان الحكمه ، ح 13784


  چاپ        ارسال به دوست

درس اخلاق

درس اخلاق_شرح دعای مکارم الاخلاق

بسم الله الرحمن الرحیم

درس اخلاق استادگرانقدر:شیخ محمدرضا کمالی (زیدعزه)

موضوع : شرح دعای مکارم الاخلاق

« وبَلِّغ بِایمانِی اَکمَلَ اِیمان »

عرض کردیم وجود مقدس حضرت سجاد (ع) اولین درخواستی که بعد از ذکر و دعای صلوات دارد این است که خدایا مرا به بالا ترین مدارج آن برسان که در جلسه گذشته نتیجه گرفتیم ایمان با سه چیز محقق می شود:

1-عقد القلب 2-والاقرار بالسان 3-والعمل بالارکان

در مورد این دو، سه روایت هم عرض شد و اما نکتهای در تتمیم جلسه گذشته این است که فرق بین اسلام و ایمان چیست؟ آیا نسبت تساوی است به این معنی که اسلام همان ایمان است یا بین این دو تفاوت و فرق است؟

یونس بن عبدالرحمان از وجود مقدس حضرت رضا (ع) در مورد اسلام و ایمان سوال کرد و حضرت فرمود: « اِنَّما هُوَ الاِسلامُ وَ الایمانُ فَوقَ الاسلامِ بِالدرجهِ... و لَم یُقسَم بینَ وُلدَ الآدمِ شیءٌ اَقَلَّ مِنَ الیَقِینِ » دین، اسلام است و ایمان درجه بالاتر از اسلام است و تقوا یک درجه از ایمان بالاتر است و یقین یک درجه از تقوا بالاتر است که البته هر کدام دارای درجاتی است.

در باب ایمان از حضرت باقر (ع) مروی است که فرمودند: ایمان ده درجه دارد. در پایان حضرت اضافه میکند: مقداد در درجۀ هشتم است و ابوذر در درجۀ نه و سلمان در درجۀ دهم بود.

امام رضا (ع) فرمود: بین فرزندان آدم چیزی کمتر از یقین تقسیم نشده است. مسلمان زیاد است، مومن از مسلم کمتر و متقی از مومن کمتر و موقن از همه کم تر است.

حال اسلام چیست؟ «اعلموا الاسلام هو التسلیم و التسلیم هو الاسلام فمن سلم فقد اسلم و من لم یسلم فلا اسلام له»

وجود حضرت صادق (ع) میفرماید: بدانید اسلام همان تسلیم است و تسلیم همان اسلام است. البته اسلام واقعی، پس هر که اسلام آورد او تسلیم است و آنکه تسلیم نباشد اسلام واقعی برای او نیست و لو به حسب ظاهر مسمی باشد.

دوگونه تسلیم داریم، یکی زمان قبل از ایمان است. این همان اسلام ظاهری است که حالا انگیزه آن یا ترس است یا طمع است. به عنوان مثال اسلام ابوسفیان از روی ترس بود و تسلیم او قبل ایمان است. او تا جایی که می توانست دشمنی،کار شکنی و معاندت کرد، اما زمانی که مکه را در آستانه فتح دید و قدرت و غلبه اسلام را مشاهده کرد، شبانه آمد در خیمه رسول اکرم (ص) و بدون باور قلبی گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انک رسول الله».

این اسلام ، اسلام ظاهری است که ارزش معنوی ندارد و عدهای بخاطر طمعهای مادی مانند پست و مقام اسلام آوردند. قرآن به اینها را منافق میخواند. این افراد دارای نفاقند، در سوره بقره از آنها یاد شده است «و اذا لقو الذین قالوا آمنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزئون».

اما گروه دومی هم هستند که اسلام واقعی و حقیقی دارند و این افراد آنهایی هستند که تسلیم بعد از ایمان دارند که ارزش دارد و باعث تحقق اسلام واقعی می شود.

اما گروه سومی هستند که از آنها اینگونه یاد میشود: «یقولون نومن ببعض و نکفر ببعض» این هم به درد نمیخورد که نسبت به بعضی از احکام شرع ایمان میآورند و نسبت به بعضی دیگر کافرند، این هم ایمان نیست چون صد درصدی نیست. به هر آنچه رسول خدا آورده است باید ایمان آورد.

بعضی مردم آنچه با عقل ناقص از دین میفهمند را قبول میکنند و آنچه به کنه و حقیقت آن نمیرسند را قبول نمیکنند. این بی ایمانی است مومن چون و چرا نمیکند خواه درک کند یا نکند. حضرت رضا (ع) میفرماید: بدانید آنچه که در راس طاعت قرار گرفته تسلیم است. یعنی بنده، عبد خدا اولین چیزی که میخواهد تسلیم است. خواه بفهمد یا نه!

عبدالله بن ابی یعقوب بر وجود نورانی حضرت صادق (ع) وارد شد، اناری را دو نیم کرده بود و گفت یابن رسول الله من آنقدر تسلیم هستم که اگر بفرمایید نصف این حلال است و نصف دیگر حرام، من بدون چون و چرا قبول میکنم. حضرت فرمود عبدالله رحمک الله.

پس نسبت بین مسلمان و مومن عموم و خصوص مطلق است. یعنی هر که مومن است اسلام را هم دارد ولی همه مسلمین مومن نیستند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته...

دریافت فایل: درس اخلاق، استاد کمالی، شرح دعای مکارم الاخلاق، جلسه سوم


٢٠:٣٤ - 1396/10/27    /    شماره : ٣٩٧٦٥١    /    تعداد نمایش : ١١١٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج